عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

مقدمهء مصحح 57

زبدة التواريخ ( فارسى )

يافت و وجود شواهد و امثلهء عربى به اين دليل بوده است كه با گسترش آموزش علوم دينى و ادبيات عرب [ در آن روزگار ] طبيعى است كه هر روز زبان فارسى خود را براى پذيرفتن مقدارى از لغات عرب آماده سازد » . « 1 » قطعات انشايى و وصفى كتاب حاضر داراى ويژگىهاى ممتازى است كه مىتوان اهم آنها را چنين ذكر كرد : 1 . در همه جاى كتاب به قرائت سجعى برنمىخوريم . حافظ ابرو در ضمن بعضى از عبارات سجع‌هايى به كار مىبرد كه معمولا از قراينى كوتاه تركيب شده‌اند و از دو قرينه در مورد واحد بيشتر نيست . سجع در سجع يا بنا نهادن قراين متوالى بر سجع واحد كه نمونهء بارز تكلف بسيار است در كتاب او ديده نمىشود . « 2 » 2 . در عبارات وصفى مانند وصف ميدان جنگ يا صحنهء شكار ، وصف مجلس سرور ، وصف طبيعت ، بهار ، خزان و نظاير آنها اگرچه بعضا به اطناب مىگرايد ، مىكوشد كه مفهوم اصلى را بيش از حد متعارف از هم نگسلد و تاريخ‌نگارى را پيوسته جلوه مىدهد . « 3 » 3 . تفاوت استشهاد به شعر فارسى يا عربى و تضمين آن در نثر حافظ ابرو با ديگران در اين است كه وى شعر را معمولا به صورتى در نثر به كار مىبرد كه اگر آن را از عبارات كتاب حذف كنيم هيچ‌گونه خللى به معنى وارد نخواهد آمد ؛ در صورتى كه نويسندگان در موارد مقتضى كوشش مىكردند تا شعر را به كيفيتى به نثر بپيوندند كه ادامهء معنى مقصود را با تأكيد بيان كند و چنانچه آن شعر را از عبارات كتاب حذف كنيم ، مفهوم كلام ناقص خواهد بود . « 4 »

--> ( 1 ) . همان‌جا . ( 2 ) . مانند سجع‌هاى عبارات التوسل الى الترسل بهاء الدين بغدادى و نيز مقامات قاضى حميد الدين بلخى ، دكتر حسين خطيبى در كتاب فن نثر ( ص 188 ) سبك چهارمين مقامه او را كه مقامهء ربيعه است ، در نهايت تكلف به صورت سجع در سجع مىداند . ( 3 ) . مانند تجزية الامصار و تزجية الاعصار معروف به تاريخ وصاف تأليف عبد الله بن فضل الله ملقب به وصاف الحضرة يا نفثة المصدور انشاى شهاب الدين محمد زيدرى نسوى . ( 4 ) . در مورد استشهاد به اشعار عربى و فارسى رجوع شود به مبحث دكتر خطيبى در فن نثر ( ص 209 ) تحت